السلام علیک یا صاحب الزمان عج الله فرجه
خدایا امروز جمعه ۱۹ ذی الحجه است خدایا فرج آقا را برسان ،ما منتظریم چشمان پر از انتظار داریم
خدایا امروز جمعه ۱۹ ذی الحجه است خدایا فرج آقا را برسان ،ما منتظریم چشمان پر از انتظار داریم
امروز ۱۲خرداد۱۴۰۵است بعد از ۸اسفند که اخرین نوشته ام هست و بعد شهادت رهبر عزیزم شهید سید علی خامنه ای که هنوز داغ ان بزرگ بر قلبم سنگینی می کند.اینترنت قطع شد و همه دسترسی ها قطع شد .خیلی تلاش کردم که بیام و بنویسم و نشد . خدا در این سال جدید دختر جدیدی …
سلام …………. شهدا سلام ..هنوز هم بوی شما را در اینجا جس می کنم در دی ماه امدم بنویسم ،یکسری کارها پیش آمد ،ولی باور نمی کردم که کشور دچار این مشکلات بشه اینترنت قطع بشه بعد کودتای صهیونیستی و کلی شهید بدیم ،باور کردنی نبود. همیشه در کانا های ایتا مخصوصا کانال های جنگ …
دو روزه کلی تو اینترنت جستجو می کنم ولی اصلا از شهید زقاقی و زندگی او و این که اهل کجا بوده ادرسی نیست .خلی تعجب می کنم ! مگه میشه …همه شهدا تا جستجو می کنم پیدا میشن ولی این نه؟!! فقط یک قسمت از وصیت او هست .عجیبه…………..
به نام لو که همه چیز هست روزها کارم شده مطالعه کردن در باره شهدا ،یادم میاد سال ۶۶ من متنی ادبی در باره رزمندگان را به دیوار خونه زده بودم . وسط خیلی از فامیل مسخره شدم و چون اون مرد بزرگتر بود کلی باعث خجالت من شد احساس گناه می کردم . حس …
دو روز پیش در اینترنت دنبال عکس شهدا می گشتم . به مطلبی برخوردم در باره یک عالم بزرگ شیعه در گلپایگان به نام ملاعلی آرانی که اصالتا مال آران و بیدگل کاشان بود. کتاب خیلی زیبا نوشته شده بود . درسته این کتاب زندگی شخصی را در دویست سال پیش نوشته! ولی من با …
ملاعلی در نگاشتههایش خاطرهای از مادر ارجمندش آورده و گفته است: «والده ماجده حقیر مکرر میفرمودند: از ناهنجاری روزگار دغدغه به خاطرت نرسد که آن کسیکه تو را به من لطف نموده، تو را مدد خواهد کرد. روزی از وی استسفار کردم که این سخن کدام است؟ فرمودند: پیشاز آنکه تو متولد بشوی، شبی در …
سالهای قبل خواب دیدم که باید بنویسم از ابتدا هدفم داستان نویسی بود ،خیلی دوست داشتن بنویسم ولی این چند وقت برای شهدا کار می کنم فهمیدم که باید در باره شهدا بنویسم داستان در باره شهدا …ولی خیلی سخت است…… تمام حس و حال اون شهید را باید به تصویر بکشم تلاشم را می …
شهیدی جاویدی وقتی برای اولین بار مادرت را در ابنترنت دیدم گریه کردم و ار خودم خجالت کشیدم …. مادرت هیچ گاه ماهی نخورد ……….
من دنبال بهونه ام که بنده ام بیاد در خونه من خدایا خودت میگی بیام من هم اومدم 😥 من توبه کردم و اومدم …ربنا الهی العفو … هر جا هم برم دوباره میام در خونت علی را واسطه کردم منو ببخشی به علی الهی العفو …. به علی الهی العفو…….